انّ الولد الصّالح ريحانة من رياحين الجَنّة
آدرس جديد

 

 

بسم الله

به اين آدرس مراجعه بفرماييد :

 

http://hannaneh1381.parsiblog.com

 

با تشکر

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - دوشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٥ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


جابجايی

 

 

بسم الله

 

سلام عليکم .

مختصر به خدمت دوستان عرض کنم که :

 

بنا به دلايلی وبلاگ رو به پارسی بلاگ منتقل کردم . به اميد خدا بعضی از متن های برگزيده ی اين وبلاگ رو هم به اونجا منتقل می کنم . البته هنوز خيلی رو به راه نشده .

اگه تا به حال مطالب مفيد بود و هنوز لايق دوستی شما هستيم ٬ باعث افتخاره که اونجا هم بنده رو راهنمايی بفرماييد .

بهر صورت تعدادی از بزرگواران بودن که هميشه بنده رو مورد راهنمايی و عنايت قرار می دادن . از همه شون صميمانه سپاسگزارم و اميد اگه دعای مقبولی داشته باشيم به درگاه خداوند ٬ شامل حال اين عزيزان باشه .

 

 

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - سه‌شنبه ٥ اردیبهشت ،۱۳۸٥ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


خط زيباتر

سلام بر دوستان بزرگوارم !

 

در آستانه ی ولادت پیامبر عظیم الشأن اسلام ، حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و ولادت مسعود حضرت امام صادق علیه السلام ، اول از همه تبریک عرض می کنم به محضرتون و بعد یه داستانی زیبا تقدیم تون می کنم که حقیقتا خوندنی هست ، و به موضوع تربیت فرزند هم ارتباط داره .

 

 

صلوات ، صلوات ، صلوات علی محــــــمد

 

در جلد چهل و پنجم از بحارالانوار آمده که :

 

حضرت امام حسن و حضرت امام حسین علیهم السلام در سنین کودکی به سر می بردند . به مکتب می رفتند و درس می خواندند و خط می نوشتند . با اینکه کوچک بودند ، ولی خط زیبایی داشتند . روزی صفحه ای از خطی را که نوشته بودند ، به نزد جد بزرگوارشان بردند و از پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم پرسیدند : " خط کدام یک از ما زیباتر ست ؟ "

 

پیامبر نگاهی فرمودند و آنان را نوازش کرده فرمودند : " آفرین بر شما ! هر دو خیلی خوب و زیبا می نویسید . " اما حسنین علیهم السلام تاکید کردند : " کدام یک زیباتر ست ؟ " پیامبر نمی خواست بگوید کدام زیباتر از دیگری ست ؛ زیرا نمی خواست که دل یکی از نوه هایش بشکند  قضاوت نکردند و آن دو را به سوی پدرشان حضرت علی علیه السلام هدایت فرمودند .

 

پدر هم مانند رسول خدا ، نمی خواست قضاوت کند ، لذا کودکان دلبندش را به نزد مادر بزرگوارشان فرستاد ، تا مادر به سوال کودکانش پاسخی دهد .

 

فاطمه سلام الله علیها با دیدن خط های زیبای دو دلبندش فرمود :  «  من چه می توانم بکنم و چگونه میان دو فرزندم قضاوت کنم ؟ چیزی که پدر و جدتان نتوانسته اند پاسخش را بدهند ، من چطور پاسخ بدهم ؟ »

 

مادر فکر کرد . گردنبندی از عاج داشت که دارای هفت دانه بود . فرمودند :  « ای نور دیدگانم ! من دانه های این گردن بند را با پاره کردن رشته ی آن ، بر سر شما می ریزم و میان شما دانه های گردن بند را پخش می نمایم . هر کدام از شما دانه های بیشتری بردارد ، خط او نیکو و قدرت او بیشتر است . »

 

حسن و حسین علیهم السلام قبول کردند و فاطمه سلام الله علیها دانه ها را به زمین ریخت . حسن و حسین دویدند و هر کدام سه دانه از گردنبند را پیدا نمودند . اما دانه ی هفتم گم شد . باز هم گشتند و عاقبت آن را نیز پیدا کردند .

 

دانه ی هفتم از وسط نصف شده بود و هر کدام از کودکان ، یک نیمه از آن را بدست آوردند . آنان به یکدیگر نگاه کردند و گفتند :

" آخر همان شد که جدمان و پدر و مادرمان گفتند . "

 

 

باز هم تبریکات بنده رو بپذیرید . التماس دعا !

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - پنجشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٥ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


تو جه به نياز کودک

 

 

گروهی از کودکان مشغول بازی بودند . ناگهان با دیدن پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم که به مسجد می رفت ، دست از بازی کشیدند و به سوی حضرت دویدند و اطرافش را گرفتند . آن ها دیده بودند که پیامبر اکرم ، حسن و حسین علیهم السلام را به دوش خود می گیرد و با آن ها بازی می کند . به این امید هر یک دامن پیامبر را گرفته ، می گفتند : " شتر من باش "

 

پیامبر می خواست هر چه زودتر خود را برای نماز جماعت به مسجد برساند ، اما از طرفی هم دوست نداشت که دل پاک کودکان را برنجاند . بلال در جستجوی پیامبر از مسجد بیرون آمد ؛ وقتی جریان را فهمید ، خواست بچه ها را تنبیه کند تا پیامبر را رها کنند . آن حضرت وقتی متوجه منظور بلال شد ، به او فرمود : " تنگ شدن وقت نماز برای من ، از این که بخواهم کودکان را برنجانم ، بهتر است . "

 

پیامبر از بلال خواست تا برود و از منزل چیزی برای کودکان بیاورد . بلال رفت و با هشت دانه گردو برگشت . پیامبر صلی الله علیه و آله گردوها را بین بچه ها تقسیم کردند و آن ها راضی و خوشحال به بازی خودشان مشغول شدند .

 

نکته مهم در این ماجرا ، توجه به نیاز و خواسته های کودکان است که از اصول مهم و اولیه تربیت می باشد . آسان ترین و پسندیده ترین راه ، راضی کردن کودکان و همان روش متواضعانه ی پیامبر اکرم می باشد که علاوه بر تامین نیاز کودک ، به او نوعی شخصیت نیز می بخشد .

 

 

 

منبع : کتاب صد حکایت تربیتی ؛ م . بذرافشان

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - دوشنبه ۱٤ فروردین ،۱۳۸٥ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


تاسی به حضرت امام حسين عليه السلام در تربيت فرزند

انجـام دادن وظيفـه مهم تـربـيت صحـيح فرزندان، حـسـاس و ظريف بوده و بـدون تـكيه بر ديدگاه هاى صاحبنظران آگاه و مطمئن ممكن نيست. ائمه معصوم عليهم السلام در همه ابعاد هدايتى و تـربـيتـى، الگوهايى كامل و مطمئن بـه شمار مي آيند و تـكيه بـر ديدگاه ها و رفتـارهاى تربيتى آنان در مسير تحقق وظيفه خطير تربيت فرزندان، بهترين ره توشه است.

          در میان امامن معصوم علیهم السلام ، حضرت امام حسين از موقعيت ويژه ای برخوردار ست ، و این موقعیت به سیره و ویژگی تربیت آن حضرت ، برجستگی خاصی بخشیده است .

 

اظهار محبت به فرزندان امرى درونى اسـت كه خـداوند آن را در دل والدين بـه وديعت نهاده است. اما آنچه در اين ميان مهم مى نمايد و آثار تربيتى در پى دارد ابـراز آن است. اين امرى اختيارى است و والدين و مربـيان مى توانند در پـرتو آن زمينه تربـيت صحيح را فراهم آورند. چه بـسيارند والدينى كه نسبت به فرزندان خود محبـت فراوان دارند اما آن را ابراز نمى كنند در حالى كه محبـت وقتى سازنده و تـأثير گذار خواهد بـود كه فرد مورد محبـت از آن آگاهى يابـد.

 

امام حسين عليه السلام بـه عنوان الگوى تـربـيتـى مطمئن و كامل، محبـت بـه فرزندان را از نيازهاى ضرورى آنان دانسته، در قالب هاى گوناگون بـه ابـراز آن مى پـرداخـت. گاه بـا در آغوش گرفتـن و بـه سـينه چسبانيدن خردسالان، زمانى بـا بـوسيدن آنان و گاه بـا بـه زبـان آوردن كلمات شيرين و محبت آميز. عبيدالله بن عتبه چنين مى گويد: «نزد حـسـين بـن على(ع) بـودم كه على بـن حـسـين(ع) وارد شـد. حضرت ابا عبد الله ، امام سجـاد عليه السلام را صدا زد، در آغوش گرفت و بـه سينه چسبـانيد، ميان دو چشمش را بـوسيد و سپس فرمود : " پدرم بـه فدايت باد ، چقدر خوشبو و زيبايى! "

 

در فرهنگ اسلامى ـ كه تربيت دينى و اخلاقى فرزندان در كانون تـوجه است ، بـر تـشويق فرزندان هنگام بروز رفتارهاى دينى و بـرجسته كردن صفات اخلاقى و معنوى آنان بـسيار تـآكيد شده است.

 

امام سجاد عليه السلام فرمود : من بـه بيمارى شديدى مبتلا شدم. پدرم بر بالينم آمد و فرمود: " چـه خـواستـه اى دارى؟ " عرض كردم : " دوست دارم از كسانى بـاشم كه درباره آنچه خداوند بـرايم تدبـير كرده ، نپرسم " . پدرم در مقابـل اين جمله به من آفرين گفت و فرمود :

" تو مانند ابراهيم خليلى؛ به هنگام گرفتارى جبرئيل نزدش آمد و پرسيد: از ما كمك مى خواهى؟ او در جواب فرمود: (دربـاره آنچه پـيش آمده) از خداوند سؤال نمى كنم. خداوند مرا كافى است و او بهترين وكيل است. " در اين حديث ملاحظه مى شود كه امام حسـين عليه السلام در مقابـل پـاسـخ عارفانه و دلنشين فرزندش ـ كه بـراساس ظاهر حديث، سن و سال چندانى هم نداشت.ـ جمله " احسنت " را بـه كار بـرد و او را بـه « ابـراهيم خـليل » تـشـبـيه كرد.

 

                  با کمی تغيير از سايت تبيان برداشته شده است

 

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - سه‌شنبه ۱٦ اسفند ،۱۳۸٤ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


عمه بيا عقده ی دل وا شده *** عمه بيا گمشده پيدا شده

امشب ٬ شب جانسوزيه ...

 شهادت زهرای ساله ...

رقيه بنت الحسين سلام الله عليها ...

اميد که با دستان کوچکش گره از کار همه حاجتمندان باز کنه ...

از همه دوستان التماس دعا !

 

 

عمه بيا عقده دل واشده

عمه بيا گمشده پيدا شده

 

روز فراق عمه به سر آمده

نخل اميد عمه به برآمده

طــــاير اقبـــــال ز در آمده

باب من عمه ز سفر آمده

 

پشت سر باب شدم ره سپر

پاى پياده ، من خونين جگـــر

تا بكشد دست نوازش به سر

آمده دنبال من اينك ، به سر

 

عمه نيــــــارم دل بابا به درد

اشك نريزم ، مكـــشم آه سرد

بيند اگر حال من از روى زرد

خصم نگويم به من عمه چه كرد

 

گوشم اگر پاره شد اى عمه جان

عمه ، به بابا ندهم من نشان

پرسد اگر عمه ز معجر چه سان

گو بكنم درد دل خود بيان ؟

 

بس كه دويدم ز پى قافله

 پاى من عمه شده پر آبله

عمه ، به بابا نكنم من گلــــه

 كامدم اين ره همه بى راحله

 

عمه زند طعنه خرابه ، به طور

خيزد ازين سر بنگر موج نور

چشم بد از محفل ما عمه دور

عمه خرابه شده بزم حضور

 

قطره اشك عمه چو دريا شده

غنچه غم عمه شكوفا شده

بزم وصـــــال عمه مهيا شده

وه كه چه تعبير ز رويا شده

 

عمه ، به بابا شده ام ميزبان

آمده بابا بر من ميهــــــــــمان

نيست به كف تحفه بجز نقد جان

تا بكنم پيشكش اش عمه جان

 

بود مـــــــــرا عمه به دل آرزو

تا غم دل شرح دهم مو به مو

ريخته من عمه ، شكسته سبو

باز نگــــــــــردد دگر آبم به جو

 

كرد تهى دل چو غزال حرم

لب ز سخن بست غزل خوان غم

دست قضا نقش دگر زد رقم

شام ، به شومى ، شد از آن متهم

 

جان خود او در ره جانان بداد

خود به سويى سر سوى ديگر فتاد

آه كشيد عمه - چو ديد - از نهاد

گنج خود او كنج خـــــــــرابه نهاد

 

 

 عمه بيا عقده دل واشده

           عمه بيا گمشده پيدا شده

                      عمه بيا عقده دل واشده

                              عمه بيا گمشده پيدا شده

                                        عمه بيا عقده دل واشده

                                                                  عمه بيا گمشده پيدا شده

                                                                                عمه بيا عقده دل واشده

                                                                                             عمه بيا گمشده پيدا شده

 

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - شنبه ۱۳ اسفند ،۱۳۸٤ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


پيام مقام معظم رهبری دامت ظله

 

بسم الله الرحمن الرحیم

انا لله و انا الیه راجعون

دست تبهکار و به خون آلوده‌  جنایتکاران سیه ‌دل، امروز فاجعه ‌ای بزرگ آفرید و در تجاوز به حریم مقدسات دینی، مرتکب گناهی دیگر شد.

حرم مطهر حضرت امام هادی و حضرت امام عسکری علیهما السلام مورد اهانت و تخریب قرار گرفت و داغی سنگین بر دل شیعیان و همه مسلمانان ارادتمند به اهل بیت علیهم السلام نهاد.این جنایت که احتمالاً عوامل اجرایی آن از متعصبان متحجر و مزدوران بدبخت و غافل انتخاب شده اند، بی شک به وسیله تصمیم گیرانی توطئه گر و با نیات خبیث شیطانی طراحی شده است.

این یک جنایت سیاسی است و سررشته‌ آن را باید در سازمان های اطلاعاتی اشغالگران عراق و صهیونیست ها جستجو کرد. قدرت های سلطه ‌گر که اوضاع سیاسی و اجتماعی عراق را با هدف های سیطره جویانه‌ خود در تضاد می بینند، نقشه های شومی در سر می پرورانند که تشدید نا امنی و ایجاد اختلافهای مذهبی از جمله آنهاست.

جنایت امروز در سامراء، برگ دیگری بر پرونده سیه کاری های اشغالگران عراق افزود. حرم مطهر حضرات عسکریین علیهما السلام بار دیگر به همت عاشقانه ارادتمندان اهل بیت علیهم السلام، با شکوهتر از گذشته قامت خواهد افراشت ان ‌شاء الله. ولی این جنایت بر پیشانی دشمنان اسلام و مسلمین لکه‌ سیاه دیگری ثبت کرد که تا مدت های مدید پاک نخواهد شد.

اینجانب ضمن تسلیت به ساحت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و به پیشگاه حضرت بقیه الله ارواحنا فداه، به خاطر این حادثه‌ی فاجعه بار، به عموم شیعیان در سراسر جهان و به همه‌ی مسلمانان غیور و آگاه و ارادتمندان به خاندان مطهر رسول خدا علیه و علیهم السلام، تسلیت عرض می کنم و یک هفته در کشور عزای عمومی اعلام می‌نمایم.

لازم می ‌دانم مؤکداً از مردم عزادار در ایران و عراق و سایر نقاط جهان درخواست کنم که از هرگونه عملی که به تعارض و دشمنی برادران مسلمان می انجامد جدا پرهیز کنند.

یقیناً دستهایی در کار است که شیعیان را به تعرض به مساجد و مکانهای مورد احترام اهل سنت وادار کند. هرگونه اقدامی در این جهت کمک به مقاصد دشمنان اسلام و دشمنان ملتهای مسلمان و شرعاً حرام است.

والسلام علی عبادالله الصالحین

سیدعلی خامنه‌ای
3 / اسفند ماه / 1384

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - پنجشنبه ٤ اسفند ،۱۳۸٤ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


ياران کوچک امام حسين عليه السلام ... قسمت اول

 

 

السّـلام علی عبدالله بن الحسین ِ

الطفل الرّضیع المرمی ّ الصریع المشـَحّط  دما ً ....

المذبوح بالسّهم فی حجر ابیه

لعن الله رامیه ...

 

سلام بر عبدالله فرزند حسین

طفل شیر خواری که هدف تیر قرار گرفت و در خون خود غوطه ور شد ...

و سرش به وسیله ی تیر دشمن در آغوش پدر ذبح گردید .

خداوند قاتل او را لعنت کند ...

 

عبد الله الحسین ، کودک شیرخواری بود که در ظهر عاشورا چشم به جهان گشود و از تولد تا شهادتش ، ساعتی بیش نگذشت . مادرش ، امّ اسحاق ، دختر طلحة بن عبیدالله تیمیه است ، نه رباب .

امام حسین علیه السلام پس از شهادت یاران و اصحاب خود ، به سوی خیمه ها رفت و از اسب پیاده شد و بر در خیمه نشست . در این حال نوزاد را که در همان ساعت به دنیا آمده بود ، به دستش دادند ، و حضرت در گوش او اذان و اقامه گفت. همین که خواست برای وداع فرزند را ببوسد ، عبدالله بن عقبة الغنوی تیری رها کرد که بر گلوی نوزاد نشست . امام تیر را از گلوی کودک بیرون کشید و فرمود :

 

وَ الله لأنت َ اکرمُ علی الله من الناقة و لـَـمحمدٌ اکرم علی الله من صالح

به خدا سوگند که تو از ناقه بر خدا گرامی تری و محمد هم از صالح بر خدا گرامی تر ست .

 

 

منابع :

1/ بحارالانوار جلد 45

2/ تاریخ یعقوبی جلد 2

3/ نفس المهموم

 

 

 

چند نکته :

 

1/ ائمه مظهر جمال و جلال الهی اند . طرح شجاعت ها و فضائل و معجزات و کرامات ایشان ، مقام شفاعت نزد خداوند و رفع حاجات متوسلین برای کودک و نوجوان ،  در ایجاد علاقه نسبت به آنان موثر ست .

 

2/ به همان اندازه که شرکت در مراسم مربوط به اهل بیت ، مخصوصا مراسم عزاداری ، می تواند مثمر ثمر باشد ، موارد زیر هم موجب آزردگی و فاصله گرفتن کودک از چنین مراسماتی می ش گردد : ملال آور و خسته کننده بودن مجالس عزاداری ، اهمیت ندادن به کودکان و نوجوانان در برنامه های مختلف مربوطه ، شرکت ندادن آن ها در امور جانبی مربوط به برگزاری مراسم ، بد رفتاری با آنان ، و یا از طرف دیگر اجبار و تحمیل آنان و دادن مسئولیت خارج از حد توان و ....

 

 

ایام سوگواری حضرت ابا عبدالله الحسین هم که فرا رسیده ، خدا رو شکر که امسال هم توفیق داریم لباس عزای ارباب مون رو به تن کنیم . از همه ی دوستان التماس دعا دارم . عزاداری ها تون هم مقبول درگاه حضرت حق انشاءالله .

 

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - دوشنبه ۱٠ بهمن ،۱۳۸٤ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


از گناه بر حذر باشید که بر آینده ی کودک تان اثر می گذارد !

 

 

يا الله.......

 

همه ی ما می دانیم و باید مراقب باشیم تا به گناه آلوده نشویم ؛ زیرا گناه نحس است . مخصوصا مرد و زنی که می خواهند فرزندی داشته باشند ، باید توجه کنند که گناه آنان ، نه تنها دامان خودشان را می گیرد ، بلکه بر روی کودک شان نیز اثر خواهد گذاشت و این نحوست دامان کودک را نیز آلوده خواهد کرد .

 

گناه مصیبت است ، فرد را در هم می کوبد ؛ مصیبت روی مصیبت ، و ذلت روی ذلت می آورد . این در هم کوبیدن ، این مصیبت و ذلت ، هم برای خود فرد ست و هم برای همسر و فرزند او . هم پاپیچ فرد گنهکار می شود و هم پاپیچ خانواده و هم به مرور جامعه را آلوده و گرفتار می کند .

 

" وَ اتقوالله فتنة ً لا تـُـصیبن الذینَ ظلموا منکم خاصـّــة ً واعلموا أن الله َ شدید العقاب " ( انفال 25 )

 

زندگی بدون خداوند ، توام با گناه ست . تاریکی هست و ظلمات . به نحوست گناه توجه کنیم . اگر تامین آتیه ی فرزندان مان را طالبیم ، اگر عاقبت بخیری آنان را خواهانیم ، باید مراقب زبان و کردار و رفتارمان باشیم . از دروغ و تهمت و شایعه و غیبت دوری کنیم . باید تقوی پیشه کنیم ، محکم بگوییم ، اما  با استدلال بگوییم ، شهادت به ناحق ندهیم . مراقب رابطه خود با خداوند باشیم . از مواضع گناه دوری کنیم .

 

يا الله.......

این چیزی نیست که تنها به بعد از ازدواج و تشکیل زندگی مشترک ارتباط داشته باشد . دوران قبل از ازدواج ، به عنوان پایه و اساسی ست که بر اساس آن زندگی مشترک بنا نهاده می شود . و چه بسا گناهی که در سال های پیش از ازدواج مرتکب می شویم ، آثار سو ء آن تا مدت ها باقی بماند و بر فرزندان مان اثر می گذارد . ( مخصوصا جوانترها ، در شب عروسی ، بسیار بسیار بسیار مراقب باشند ، مبادا به خاطر ساعتی خوشگذرانی دیگران ، آینده خود و فرزندان شان را تیره و تار کنند و حتما مراقب باشند که نماز از یادشان نرود . )

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - شنبه ۱ بهمن ،۱۳۸٤ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


عرض تبريک و شادباش

 

اى روى تو خورشيد هدايت هادى


گلواژه دفـــــــــــــتر ولايت هادى


 
هستى تو دهم امام و ما را باشد


از لطف تو اميــــــد عنايت هادى

 

میلاد مسعود حضرت امام علی النّقی الهادی مبارک !

 

تولد امام دهم شيعيان حضرت امام علی  النقی  (ع ) را نيمه ذيحجه سال 212هجری قمری  نوشته اند .

 

 پدر آن حضرت ، امام محمد تقی جوادالائمه (ع ) و مادرش سمانه از زنان درست کردار پاکدامنی بود که دست قدرت الهی او را برای تربيت مقام ولايت و امامت مأمور کرده بود ، و چه نيکو وظيفه مادری را به انجام رسانيد و بدين مأموريت خدايی قيام کرد .

 

نام آن حضرت - علی - کنيه آن امام همام " ابوالحسن " و لقبهای مشهور آن حضرت " هادي " و " نقي " بود .

 

حضرت امام هادی (ع ) پس از پدر بزرگوارش در سن 8 سالگی به مقام امامت رسيد و دوران امامتش 33 سال بود .

 

در اين مدت حضرت علی النقی (ع ) برای نشر احکام اسلام و آموزش و پرورش و شناساندن مکتب و مذهب جعفری و تربيت شاگردان و اصحاب گرانقدر گامهای بلند برداشت .

 

امام آن چنان شکوه و هيبتی داشت که وقتی بر متوکل خليفه جبار عباسی وارد مي شد او و درباريانش بي درنگ به پاس خاطر وی و احترامش برمي خاستند .


شبها اوقات امام (ع ) پيوسته به نماز و طاعت و تلاوت قرآن و راز و نياز با معبود مي گذشت .

 

 لباس وی جبه ای  بود خشن که بر تن مي پوشيد و زير پای خود حصيری پهن مي کرد .

 

هر غمگينی که بر وی نظر مي کرد شاد مي شد . همه او را دوست داشتند .

 

هميشه بر لبانش تبسم بود ، با اين حال هيبتش در دلهای مردم بسيار بود .



*‌********

 

 

کلام امام

 

 

بهتر از نيکی نيکوکار است ، و زيباتر از زيبايی ، گوينده آن است ، و .
برتر از علم حامل آن است ، و بدتر از بدی ، عامل آن است ، و وحشتناکتر از
وحشت ، آورنده آن است .

***

 

برای نعمتها همسايه خوبی شويد و با شکرگزاری به افزودن آن اميدوار باشيد.






دوستان در لينک زير ٬ مطالب مفيد و کاملی در ارتباط با اين امام معصوم ٬ هست : 

امام هادی

 

 

 

نوشته شده توسط : - مــشــکـــو ة - یکشنبه ٢٥ دی ،۱۳۸٤ لینک نوشته پيام هاي ديگران ()


خوش آمدید
خانه
آرشيو
پست الكترونيك
بازدید کنندگان:

/TD>
لینک دوستان
ازدواج
فرزند صالح
اخلاق زناشویی
ریحانه
  
آمارگیر وبلاگ
لوگوی دوستان